محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4675
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كس سوى قلعه و كشتىها فرستد و آن را بگيرد . نصر چنين كرد و چند روز آنجا بماند و كسانى از راونديان طالقان ، با يكى كه كنيهء ابو اسحاق داشت ، بر ضد وى قيام كردند و نصر را بكشتند . راوى گويد : وقتى خبر اين حادثه به ابو داود ، رسيد ، عيسى بن ماهان را به تعقيب قاتلان نصر فرستاد كه تعقيبشان كرد و آنها را بكشت . گويد : ابو مسلم با شتاب برفت تا به آمل رسيد . سباع بن نعمان ازدى نيز با وى بود . وى فرمان زياد بن صالح را از جانب ابو العباس آورده بود و به او گفته بود اگر فرصتى يافت به ابو مسلم تازد و او را بكشد . ابو مسلم از اين خبردار شد و سباع بن نعمان را به حسن بن جنيد داد كه از جانب وى عامل آمل بود و گفت كه او را به نزد خود بدارد و خود سوى بخارا رفت و چون آنجا رسيد ابو شاكر و سعد شروى با سردارانى كه زياد را خلع كرده بودند پيش وى آمدند . ابو مسلم در بارهء زياد از آنها پرسش كرد كه كى او را به تباهى كشانيد ؟ گفتند : « سباع بن نعمان . » گويد : پس ابو مسلم به عامل آمل نوشت كه يكصد تازيانه به سباع بزند ، سپس گردنش را بزند و او چنان كرد . گويد : وقتى سرداران زياد ، وى را رها كردند و به ابو مسلم پيوستند به دهقان - باكث پناه برد و دهقان بر او تاخت و گردنش را بزد و سرش را پيش ابو مسلم آورد . ابو داود به سبب وضع راونديان كه قيام كرده بودند ، از ابو مسلم دير مانده بود ، ابو مسلم به دو نوشت : « اما بعد ، بيم مدار ، و آسوده خاطر باش كه خدا زياد را كشت ، پس بيا . » گويد : ابو داود سوى كش آمد و عيسى بن ماهان را سوى بسام فرستاد ، ابن النجاح را نيز سوى شاوغر فرستاد ، به مقابلهء اسپهبد ، كه قلعه را محاصره كرد و مردم